سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
129
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
أو را ، وتفريق در ميان هر دو بايد نمود ، وهرگاه عده زن منقضى شود پس آن مرد هم يك خواستگارى از خواستگارى كنندگان خواهد بود » ، پس عمر خطبه خواند وگفت : برگردانيد جهالات به سوى سنت ، ورجوع كرد عمر به سوى قول جناب علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) . انتهى . واز عمر در اين حكم چند غلط واقع شده : يكى : آنكه مهر را در بيت المال داخل ساخت ، اگر نزد أو آن زن مستحق مهر نبود ، كاش آن را به زوج أو مىداد ، ادخال آن در بيت المال جز ظلم وستم وجهي ندارد . دوم : آنكه ندانست كه زن در اين صورت مستحق مهر است ، وآن را از أو گرفت ( 1 ) . سوم : آنكه حكم داد كه گاهى بعد از اين ، آن هر دو زن ومرد جمع نشوند ، حال آنكه بعدِ انقضاى عده اگر آن مرد به آن زن نكاح مىكرد صحيح مىشد ، چنانچه جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) بيان فرمود . پس عمر چون اين حكم ‹ 538 › به رأى فاسد خود خلاف شرع نمود آثم وگنهكار ومرتكب كبيره ، وداخل وعيد ( وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللّهُ . . ) ( 2 ) بوده باشد .
--> 1 . از ( دوم ) تا اينجا در حاشية [ الف ] به عنوان تصحيح آمده است . 2 . المائدة ( 5 ) : 44 ، 45 ، 47 .